مير سيد شريف راقم سمرقندى

116

تاريخ راقم ( فارسى )

توامان طراز « إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً » مىيافت ، چنانچه نجم ثانى كه به امر شاه اسمعيل قصد ماوراء النهر كرده از آب آمويه گذشت خان عاليجاه با لشكر فيروزى پناه به اعانت آن مقبول إله بر آمده در وادى نسف دوچار گرديده به حملهء اول نجم ثانى را از سپهر غرور به خاك كوتاه يوم النشور انداخت بعد از مراجعت نذورات تازه و هداياى بىاندازه گذرانيد . در تاريخ 942 در ولايت فاخرهء بخارا حضرت مير عرب از همان وجه مدرسه بنا كرد كه هميشه تباشير صبح فضل و افضال به قدر قابليت هر طالب بلا اهمال از مطلع استفاده و استفاضه پرتو طلوع مىاندازد و به اندازهء ظهور آن نور كامل الوفور مخزن قلوب و مأمن صدور اهل علم روشن و منوّر مىگردد . دار العلمى كه ابوابش چون در فيض بر روى اهل طلب هميشه باز و آستانه‌اش مانند عتبهء مراد قدمگاه اهل نياز . هر قطعه خشت آئينه نماى مهر انجلايش روشن‌تر از نجم ثاقب . پيشطاق گردون طباق كاشى طمطراقش نمونه‌اى است از منطوق كريمه « إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ » . بروجات اين عمارت آسمان رفعت كه در تعداد عناصر است همچون فلك بروج ظاهر و معيّن و مدلول عظيمهء « وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ » را اشارتيست مبرهن . در اتمام اين مقام و در انجام اين بقعه خيريت انتظام مير على كه در صنعت خط انگشت نماست ، در صحيفهء روزگار و دفتر ليل و نهار هيچكس به انگشت خامه در كتابت او خط بطلان نكشيده . تاريخى در نهايت خوبى تحرير نموده . تاريخ مير عرب فخر عجم آنكه ساخت * مدرسهء عالى و بس بو العجب بو العجب اين است كه تاريخ اوست * « مدرسهء عالى مير عرب » تاريخ فوت مولانا اهلى شيرازى مولانا اهلى شيرازى در كشور فصاحت گوى سخن از چابك‌سواران ميدان معنى مىربود و قدم مسابقت از يكه‌تازان عرصهء بلاغت مىپيمود . به قلم مانى شيم چهرهء شاه معانى را در نقاب حرير لفظ مىگشود و در فنون اشعار مهارت تمام و وقوف لا كلام داشته مصنّفات مشار اليه بسيار است . بعضى از آن مثل مثنوى ذو بحرين و ذو قافيتين و تجنيس كه عقل عقلا در آن مثنوى عاجز و ذهن اهل خرد و ذكا در آن ابيات قاصر است و اين دو بيت از آن كتاب است :